به کجا چنین شتابان....㋡
زندگی عمریست كه اجل در پی آن میتازد هر كس غم بیهوده خورد می بازد㋡
تو را دوست دارم كه آسمان تنهايي مرا با مهرباني و لطافتت پر مهر و آرام ميكني رابيندرانات تاگور
خدا بر زن ها مهربان است
.خداوندا تو ميداني كه جز تو عشق بي نام نشان است
.تو خود خالق عشقي پس مرا نيز عاشق گردان
،به لطافت ستارگان تنهاي آسمان شب
،به قرائت آرام كلامت
،به نجابت اشكهاي غلطان بر گونه هاي گريان بنده سراپا گناهت
و به تمام خوبيهايت تو را سوگند ميدهم
.كه مرا تنها مگذار
.مرا تنها مگذار تا با آرامش حضورت بي نياز شوم
.مرا تنها مگذار كه مبادا نگاهم به نگاه بنده اي از جنس خاك محتاج شود
.دستان نحيفم را در غايت نياز به سويت ميكشانم
چشمان گريانم را ملتمسانه به درگاه بي شائبه ات ميدوزم
و از مناعت ذاتت ميخواهم كه مرا آرام گرداني تا در آرامش تو
.عاشق شوم
آنان که همه چيز دارند
مگر تو را
به سخره مي گيرند
آنان را
که هيچ ندارند
مگر تو را!
هر کودکي
با اين پيام
به دنيا مي آيد
که خدا
هنوز
از انسان نوميد نيست.
خدا به انسان مي گويد:
((شفايت مي دهم
از اين رو که آسيبت مي رسانم
دوستت دارم
از اين رو که مکافاتت مي کنم.))
آنان که فانوسشان را
بر پشت مي برند،
سايه هاشان پيش پايشان مي افتد!
ماه روشني اش را
در سراسر آسمان
مي پراکند
و لکه هاي سياهش را براي خود نگه مي دارد!
کاريز خوش دارد خيال کند
که رودها
تنها براي اين هستند
که به او اب برسانند!
خدا
نه براي خورشيد
و نه براي زمين
بلکه براي گل هايي که برايمان مي فرستد،
چشم به راه پاسخ است.




