![]() |
![]() |
|
| به هركس مي نگرم در شكايت است،در حيرتم دنيا به كام كيست!؟ |
|
نوشته های پیشین
|
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من هم در این شهر غریبم.
طوفانی نیز مرا آواره کرده است. مرا نیز در این بی آشیانی خویش شریک کنید. من نیز چون شما آشیانی ندارم. من نیز مرغ سرزمین گمشده ای هستم. پرستوی مسافری هستم. ................................. گاه با خویش مراست گفتگویی دراز گرچه در پاسخ او نیست امید باز می پرسم و می پرسم باز! ................................. زندگی فرش حریر نیست که بتوان با پای برهنه روی آن راه رفت، زندگی سنگلاخی است که کفش های آهنین می خواهد. |
|
RSS
|