تبليغاتX
به کجا چنین شتابان.... -

به کجا چنین شتابان....

به هركس مي نگرم در شكايت است،در حيرتم دنيا به كام كيست!؟

در آغاز هيچ نبود، کلمه بود، و آن کلمه خدا بود...

و خدا بود، و با او عدم ، و عدم گوش نداشت.

حرفهایی هست برای گفتن 

وحرفهایی برای نگفتن 

حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرو نمی آرند 

سرمایه ی ماورایی هر انسانی حرفهایی است که برای نگفتن دارد 

و خدا برای نگفتن حرفهای بسیار داشت 

پس انسان را آفرید  

و این بهار خلقت بود! 

 

+ نوشته شده در 86/12/03ساعت 0:14 توسط Sepideh |


من هم در این شهر غریبم.

طوفانی نیز مرا آواره کرده است.

مرا نیز در این بی آشیانی خویش شریک کنید.

من نیز چون شما آشیانی ندارم.

من نیز مرغ سرزمین گمشده ای هستم.

پرستوی مسافری هستم.

.................................
گاه با خویش مراست گفتگویی دراز

گرچه در پاسخ او نیست امید

باز می پرسم و می پرسم باز!

.................................

زندگی فرش حریر نیست

که بتوان با پای برهنه روی آن راه رفت،

زندگی سنگلاخی است

که کفش های آهنین می خواهد.


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386


Links

وبلاگ کوچولوها
و خدایی که در این نزدیکیست
فقط خداست که می ماند...
سرمایه ی عمر آدمی
متولد ماه مهر
غریبه ای در عبور
آوای ققنوس
<<< کافه عکس>>>
وبلاگ سپیده
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :