کودک نجوا کرد خدایا با من حرف بزن مرغ دریایی آواز خواند کودک نشنید سپس کودک فریاد زد خدایا با من حرف بزن رعد در آسمان پیچید اما کودک گوش نداد کودک نگاهی به اطرافش انداخت و گفت خدایا بگذار ببینمت ستاره ای درخشید ولی کودک توجه نکرد کودک فریاد زد خدایا به من معجزی ای نشان بده و یک زندگی متولد شد اما کودک نفهمید کودک با نا امیدی گریست خدایا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اینجایی بنابراین خدا پایین آمد و کودک را لمس کرد ولی کودک پروانه را کنار زد و رفت 
+ نوشته شده در 87/02/22ساعت 13:11 توسط Sepideh |
| ||||||